امروز
4 اسفند 1398 Feb 23 2020

معامله گر برتر

معامله گر برتر

معامله گر برتر

خلاصه:

چه راهی برای رسیدن به هدف بهتر از رویارویی با شرایط واقعی موجود، شناسایی چیزهای مورد نیاز برای یادگیری ،اقدام برای یادگیری آنها و اصلاح و بهبود مستمر مسیر در این فرآیند است؟

معامله گر برتر

توهم از این باور ناشی می شود که زیاد از حد می دانیم و می توانیم.به این باور نادرست می رسیم که اطلاعاتی که ما داریم عین حقیقت است و همان اطلاعاتی است که محیط در مورد ما وخودش ارائه می کند و از این رو فعالانه راه سایر اطلاعات مخالف را سد می کنیم.به عبارت دیگر،توهم تفاوت میان دو حالت است،حالتی که هر لحظه را یک نشانگر ارزشمند معرفی می کند که می تواند به ما بگوید که کی هستیم،یعنی چه چیزهایی را هنوز باید یاد بگیریم تا بتوانیم به جلو حرکت کنیم و حالت دومی که می گوید ما در وضعیت فعلی بسیار کامل هستیم و نیازی به فراگیری هیچ چیز دیگری نداریم. مسلما اگر هر یک از ما در حالتی از اطلاعات و توانایی ها بی عیب و نقص بودیم،آن گاه قاعدتا نبایستی از چیزی شکایت کنیم یا برای چیزهایی که بر خلاف برنامه ما پیش می روند مجبور به بهانه تراشی یا توجیه شویم.
هر"باید می بود"،"می توانست باشد"،"کاش اگر..." یا "اگر اینجور می شد" نشانه ای است بر میزان توهمی که خود را به آن سپرده ایم(و خود را درست نشناخته ایم)چون اگر می دانستیم و می توانستیم حتما انجام می دادیم،یعنی در آن لحظه بهترین کار ممکن را بر اساس تمام مولفه هایی که بر درک ما اثر گذاشته اند(اعم از خودآگاه و نیمه خودآگاه)انجام داده ایم و بیش از این دیگر قادر نبوده ایم.بنابراین با رسمیت شناختن"ارزشمندی هر لحظه"همیشه نقطه ی شروع مناسب برای یادگیری چیزهایی که به آن ها نیاز داریم،یا حوزه هایی که باید خود را در آن تقویت کنیم را خواهیم شناخت.پس از شناسایی و انجام کارهای مورد نیاز،می توانیم شرایط را به گونه ای متفاوت درک کنیم و عکس العمل مناسب تری نشان دهیم.
اگر معامله گرفرضی ما بخواهد به یک معامله گر  دائما موفق تبدیل شود،باید به ارتقا ذهنی خود بپردازد.یعنی بفهمد همیشه حق با بازار است،اگر سایه ی ساختار ذهنی خشک و متعصب خود را روی بازار نیندازد،می تواند از این خاصیت خلل ناپذیر بازار استفاده مفیدی کند.باید خود را از ترس از اشتباه کردن برهاند،تا بتواند بازار را از یک دیدگاه کاملا بی طرف مشاهده کند،در غیر این صورت ترس از اشتباه کردن حتما او را به اشتباه خواهد انداخت.هم چنین بایستی برای خودش یک سری قوانین و مقررات راهنما وضع کند و خود را ملزم به رعایت بی چون و چرای آن ها کند.
 هیچ یک از ما دوست ندارد به آنچه که به عنوان نقاط ضعف خود می شناسد ، اعتراف کند.اما این دقیقا همان چیزی است که به آن نیاز داریم تا بتوانیم خود را از آن ها رها نموده رشد کنیم.در غیر این صورت به زندگی بر اساس این توهمات ادامه می دهیم،که مستلزم  صرف انرژی بسیارو گاهی پناه بردن به الکل یا مواد مخدر است تا بتوانیم آن زندگی را سرپا نگه داریم،که در نهایت هم فرو می ریزد و نتیجه ی آن ،چیزی جز همان آگاهی اجباری دردناک نخواهد بود.درد مواجه شدن با واقعیت در محیط درون یا بیرون،از درد مواجه با آگاهی اجباری که در نهایت از سپردن خود به توهم حاصل می شود،بیشتر نیست و فقط می توان گفت که زودتر از آن است.اما اگر با درون خودروبه رو شویم،اولین گام برای شکستن سیکل معیوب نارضایتی و تبدیل آن به سیکل فزاینده ای از موفقیت را برداشته ایم.

گام های سه گانه برای تبدیل شدن به معامله گر برتر
دریافت فرصت ها
توانایی دریافت و شناسایی فرصت ها،تابعی از میزان و عمق بینش شما به رفتار بازار است که خود معادل تعداد تمایزها یا شواهدی است که بتوانید شناسایی کنید و نیز میزان اعتبار این شواهد است.دریافت فرصت ها مترادف با پیش بینی رفتار آتی بازار است و برای برتری در این زمینه  باید یاد بگیرید که چطور با حفظ نگاه بی طرفانه ،شواهد معتبری را شناسایی کنید که با احتمال بالا ،نشانه ای از وجود یک فرصت مناسب باشند،که من نام آن را "ارزیابی بی طرفانه ی احتمالات"گذاشته ام.
برای آن که بتوانید شواهد معتبر را بشناسید و کم کم آن را در دیدگاهی  وسیع تر به یک "بینش "از بازار تبدیل کنید،باید یاد بگیرید که دیدگاه خود از فعالیت های بازار را توسعه دهید.
چند فاکتور در این  فرآیند نقش دارند که دوتااز مهم ترین آن ها عبارت اند:
 1)تدوین یک روش معاملاتی منظم و 2)آزاد کردن خود از انرژی های احساسی ذخیره شده در حافظه از تمام تجارب معاملاتی گذشته

حفظ سودها
توانایی شمادر حفظ سودها در یک معامله و چه جمع آن ها درچندین معامله،مستقیما تابعی از میزان احساس ارزشمندی خود از ذهن شماست.این حس،مهم ترین عامل روانشناختی در راه موفقیت است و در تعیین سرشت معاملات شما بر سایر عوامل سایه خواهد انداخت.
میزان این احساس،تعیین خواهد کرد که از حداکثر پتانسیل موجود یا قابل درک درهر لحظه یا بازه زمانی مشخص ،چه قدر پول به خودتان بدهید (دقت کنید که بازار پولی به شما نمی دهد بلکه این خود شما هستید که بسته به توانایی تان در شناخت فرصت ها
و انجام به موقع معاملات ،به خودتان پول می دهید) صرف نظر از عمق دانشی که از رفتار بازار،یا برنامه هایی که آگاهانه برای اجرا زیر نظردارید،شما فقط به اندازه ای که متناسب با میزان حس ارزشمندی تان از خودباشد پول"به خودتان می دهید"

خویشتن پذیری
تغییر شخصیت،رشد و فراگیری مهارت های جدید،تابعی از میزان خویشتن پذیری شماست.
هدف شما برای یادگیری یک مهارت جدید(روشی جدید برای ابراز وجود)،در واقع تلاشی برای خلق یک وجه یا بعد جدید
در خودتان است.یعنی تصویری از آینده خود تجسم می کنید و سعی می کنید تا با رساندن خود به آن،حس کامیابی در خود ایجاد کنید.
بازار به صورتی کاملا طبیعی  شما را لحظه به لحظه با آنچه که درونتان می گذرد مواجه می کند.چیزی که درون شماست می تواند اطمینان یا ترس باشد،و نیز ممکن است شناسایی فرصت سودآور یا احساس زیان قریب الوقوع،قناعت به سود یا طمع افسار گسیخته،بی طرفی یا توهم باشد.


 



کافه تجارت