امروز
30 بهمن 1398 Feb 19 2020

گام های معامله گری - تهران پیشرو - شرکت ترخیص کالا

گام های معامله گری - تهران پیشرو - شرکت ترخیص کالا

گام های معامله گری - تهران پیشرو - شرکت ترخیص کالا

خلاصه:

منضبط بودن یعنی برخورداری از تکنیک های ذهنی لازم برای تمرکز بر آنچه که نیاز است یاد بگیرید یا انجام دهید تا به هدفتان برسید.گام اول:تمرکز بر آن چه نیاز است یاد بگیرید/گام دوم:کنار آمدن با ضررها/گام سوم:کار را با تبحر یافتن در یک بازار شروع کنید/گام چهارم:یادگیری نحوه ی اجرای یک سیستم معاملاتی بدون کم و کاست/گام پنجم:بر اساس احتمالات فکر کنید/گام ششم:فراگیری حفظ بی طرفی 👈خرید، واردات و ترخیص قطعات الکترونیکی با تهران پیشرو👉

گام های معامله گری - تهران پیشرو - شرکت ترخیص کالا

گام اول: تمرکز بر آن چه نیاز است یاد بگیرید.
پیش از هرچیز باید هدف یا کانون توجه خود در معامله گری را از "کسب درآمد" به "فراگیری چیزهایی لازم یا چگونگی تطبیق دادن خود با بازار برای تعامل هر چه موفق تر با آن" تغییر دهید. یعنی لازم است تمام حواس خود را متوجه ی خبرگی در "گام های لازم برای رسیدن به هدف" کنید و نه پول. چرا که پول به عنوان نتیجه ی پایانی، همیشه محصول جانبی دانش و به کارگیری مناسب آن دانش و داشتن مهارت لازم در عمل به آن است.
همواره در نظر داشته باشید که هر لحظه، انعکاس کاملی از سطح توسعه و توانایی های شماست. اگر اوضاع بر وفق مراد نبود، آن را یک تجربه به حساب بیاورید و ابدا آن را ناشی از اشتباهات خود قلمداد نکنید، چرا که در این صورت خود را از درس های ارزشمند خودشناسی که در تک تک آن لحظات نهفته است، محروم و منقطع خواهید کرد. دلیل آن هم این است که معمولا اشتباه را با درد توام می کنیم. لذا به طور غریزی و برای اجتناب از درد، از پرداختن به اشتباهات خود و فراگیری درس هایی که باید از آن ها بگیریم تا در شرایط مشابه در آینده از آن ها استفاده کنیم، طفره می رویم.
برای فراتر رفتن از دردها و ترس از اشتباهات، باید اشتباهات خود را حل و فصل کنیم.

👈خرید، واردات و ترخیص قطعات الکترونیکی با تهران پیشرو👉


گام دوم:کنار آمدن با ضررها

الف:قانون اول معامله گری
قبل از هر معامله ،زیان خود را تعریف کنید.منظور من از "تعریف کردن زیان"این است که مشخص کنید که بازار باید به چه شکلی در آید یا چه رفتاری بکند که به خود بگویید که این معامله دیگر فرصت مناسبی محسوب نمی شود(لااقل در بازه زمانی که شما انتخاب کرده اید).
ب:قانون دوم معامله گری
به محض رسیدن قیمت به حد ضرر مشخص شده از قبل،بلافاصله عملیات خروج از معامله را اجرا کنید.وقتی حد ضرر از قبل مشخص شده باشد بدونمعطلی اجرا می شود،چیزی برای سنجیدن،سبک سنگین کردن و قضاوت کردن و در نتیجه برای گول زدن خود وجود ندارد و لذا آن فاجعه ی نهایی اجازه ی تهدید شما را ندارد.

گام سوم:کار را با تبحر یافتن در یک بازار شروع کنید
معمولا اکثر ما با این باور بزرگ می شویم که وقتی قرار است تصمیمی بگیریم،هر چه اطلاعات مربوطه بیش تری جمع آوری کنیم،تصمیم بهتری خواهیم گرفت.اما این باور لزوما در مورد معامله گری،خصوصا در مراحل اولیه ی آن درست نیست.دلیل آن هم این است که در اغلب لحظات بازار،تعدادی تقریبا مساوی از خریداران و فروشندگان وجود دارند که در حال خرید یا فروش هستند یا تمایل به معامله دارند و منتظرند تا کسی طرف دیگر معامله را بگیرد و همان طور که قبلا بیان شد،نظرات طرفین معامله همیشه در تضاد و تناقض کامل با هم قرار دارند.
بنابراین لازم است با کم ترین اطلاعات مورد نیاز از بازار کار را شروع کنید و کم کم به بررسی اطلاعات بیش تر بپردازید.

گام چهارم:یادگیری نحوه ی اجرای یک سیستم معاملاتی بدون کم و کاست
اجرای درست معاملات یکی از اساسی ترین اجزای موفقیت در معامله گری است و شاید مشکل ترین آن ها برای یادگیری باشد.معمولا شناسایی فرصت ها در بازار آسان تر از عمل کردن و استفاده از آنهاست.
اگر قبلا با سیستم های معاملاتی کار کرده باشید،حتما دیده اید که تلاش برای پیش دستی کردن و پیش بینی سیگنال های آن ها چه قدر کار ناکام کننده ای است.سیستم های تحلیل تکنیکال برای این طراحی نشده اند که یک سیگنال شسته رفته و صریح به شما بدهند.کاری که این سیستم ها می کنند این است که پارامترهایی از رفتار دسته جمعی انسان ها را تعریف ،دسته بندی و وزن دهی می کنند و با استفاده از تحلیل های آماری و روابط ریاضی ،احتمال یک  رویداد محتمل در آینده را محاسبه می کنند.
همیشه شما با توجه به اخبار و اطلاعاتی که خواسته یا ناخواسته به دست می آورید ،توقعاتی از آینده پیدا می کنید که سیستم های معاملاتی از آن ها اطلاعی ندارند و آن ها را در نظر نمی گیرند. درنتیجه گاهی بین آن چه که عقل شما با توجه به اطلاعات از آینده پیش بینی می کند،با آن چه که سیستم های تکنیکال بر اساس محاسبات آماری از رفتار دسته جمعی گذشته ی انسان ها پیش بینی می کنند. تضاد شدیدی بروز می کند واین دقیقا دلیل آن است که چرا اجرا کردن سیگنال هایی که توسط سیستم های معاملاتی صادر می شوند،سخت است.
برای آن که بتوانید دستورات سیستم تکنیکال خود را درست اجرا کنید،باید دو مفهوم را در چارچوب ذهنی خود دخیل کنید:احتمالاتی فکر کردن و اعتماد کردن به آمار و ساز و کار سیستم معاملاتی  خود نسبت به رفتارهای جمعی. متاسفانه تنها راه برای یادگرفتن این موضوع ،تجربه کردن آن ،یعنی اجرا کردن دستورات سیستم است تا وقتی مدت کافی دستورات را اجرا نکنید به آن اعتقاد پیدا نخواهید کرد.درست همین جاست که باید انضباط ذهنی را به خدمت بگیرید تا این عادت نیکو را بی کم و کاست در خود به وجود آورید.باید تمام سیگنال هایی که توسط سیستم معاملاتی صادر می شوند را جدی بگیرید،چون این تنها راهی است که می تواند آن تجربه ی لازم را در ذهن شما ایجاد کند.
هم چنین معاملاتتان باید متناسب با قدرت ریسک پذیری  و قدرت تحملتان در زیان باشد.مقدار پولی که در هر معامله به مخاطره می اندازید باید به قدری باشد که کاملا با آن راحت باشید(حداقل در ابتدای کار)

👈خرید، واردات و ترخیص قطعات الکترونیکی با تهران پیشرو👉
 
گام پنجم:بر اساس احتمالات فکر کنید
بعد از این که در مهارت های اساسی تر تبحر یافتید،یعنی وقتی آن نظم لازم برای تعامل موثر با محیط معامله گری را یاد گرفتید، می توانید شروع کنید به استفاده از مهارت های تحلیلی  و شم شهودی خود در تعیین این که بازار در حرکت بعدی چه خواهد کرد.این کار مستلزم آن است که یاد بگیرید به رویداد ها به شکل احتمالاتی فکر کنید منظور این است که اگر نمی توانید شخصا بازار را را در جهت مورد نظر به حرکت وادارید،حتما مایل هستید که بتوانید گروهی که بیش ترین احتمال برای به حرکت در آوردن قیمت ها دارند را شناسایی کنید و با آن ها همراه شوید،یا باورهای غالب در مورد بازار و نحوه ی  تاثیر احتمالی آن بر حرکت قیمت ها را تعیین کنید.این کار نیاز به یک نگرش بی طرفانه و مستقل از بازار دارد که به کمک آن ،بجای فکر کردن به این که قرار است بازار با شما به عنوان یک شخص چه کند،در پی مشاهده ی رفتار بازار و گوش دادن به حرف های آن باشید.
 
گام ششم:فراگیری حفظ بی طرفی
برا ی حفظ بی طرفی باید طوری رفتار کنید که نشان دهد بر این باور هستید که هر چیزی ممکن است در بازار اتفاق بیفتد و هیچ محدودیتی روی رفتار بازار نمی گذارید.اگر بر این باور عمل کنید که هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد،آن گاه هیچ رخدادی تهدید تلقی نمی شود که شما رو مجبور کند به خاطر آن از برخی اطلاعات اجتناب کنید یا آن ها را به میل خود تحریف کنید.هر محدودیتی که روی رفتار بازار می گذارید ،در واقع یک عامل جبران کننده برای برطرف کردن کمبود اطمینان و اعتماد شما به خودتان در توانایی نشان دادن عکس العمل مناسب به هر وضعیت مفروض بازار است.
واضح است که نمی توان هیچ باور یا انتظاری نسبت به آینده نداشت،چرا که در این صورت هرگز وارد هیچ معامله ای نخواهید شد.چیزی که لازم است در خود ایجاد کنید این است که خود را از "توقعات تقاضامندانه"برهانید و به آن چه که من نام آن را "ارزیابی بی طرفانه ی احتمالات"گذاشته ام،رو بیاورید.

گام هفتم:نظاره گر خود باشید
احساس خود در هر لحظه نسبت به چیزی که فکر می کنید باید اتفاق بیفتد و سطح تعصب خود نسبت به آن را تحت نظر بگیرید.دقت کنید که تفاوت بنیادی بین این دو نگرش ،یعنی "چیزی که دارد اتفاق می افتد"و چیزی که توقع دارید اتفاق بیفتد"وجود دارد.اگر احساس کردید که سطح تعصبتان در حال افزایش است،مرتبا به خودتان گوشزد کنید که هر اتفاقی بیفتد از نظر شما بدون اشکال است چرا که به خود اطمینان دارید که به هر حال پاسخ در خوری به آن چه اتفاق افتاده است خواهید داد.

معامله گر منضبط

👈خرید، واردات و ترخیص قطعات الکترونیکی با تهران پیشرو👉
 

 



کافه تجارت